وزارت نفت اهمیتی برای احداث پالایشگاه آناهیتا قائل نبود/ سهامداران تلاشی برای تامین مالی نکردند

۱۱:۱۰ قبل از ظهر, ۲۴ مهر ۱۳۹۹

مدیرعامل اسبق شرکت مهندسی و ساختمان نفت گفت: باآغاز دولت یازدهم، شرکت پالایش و پخش دیگر هیچ اهمیتی برای پروژه آناهیتا قائل نبود و هیچ پولی تزریق نشد. درباره پالایشگاه هرمز هیچ گزارشی ارائه نداد و پالایشگاه خوزستان را تعطیل کرد.

به گزارش روزانه نیوز، با روی کار آمدن دولت نهم و تغییر تفکر از خام‌فروشی نفت به سمت ساخت پالایشگاه‌ها، هفت طرح پالایشی ستاره خلیج فارس، پالایشگاه هرمز، پالایشگاه خوزستان، پالایشگاه پارس شیراز، پالایشگاه آناهیتا کرمانشاه، پالایشگاه شهریار تبریز و پالایشگاه کاسپین در کشور تعریف شده‌اند که در این بین تنها پالایشگاه ستاره خلیج فارس به بهره‌برداری رسید.

در مطالب قبلی با عنوان «وزارت نفت مانع احداث پالایشگاه هرمز و خوزستان شد/ ماجرای سهامدار شدن یک خانم دوتابعیتی» و «چرا احداث پالایشگاه‌های کاسپین، پارس و شهریار کلید نخورد؟» به بررسی فراز و نشیب‌های پروژه‎های پالایشی هرمز، خوزستان، کاسپین، پارس و شهریار پرداخته شد و درباره دلایل عدم بهره‌برداری از این طرح‌ها به صورت مفصل بحث و گفتگو انجام شد.

در این مطلب به بررسی طرح پالایشی آناهیتا پرداخته می‌شود، طرحی در دولت نهم تدوین شده و تاکنون به بهره‌برداری نرسیده است. در این راستا با فرهاد احمدی مدیر عامل اسبق شرکت ملی مهندسی و ساختمان نفت به گفتگو نشستیم.

مشروح این مصاحبه به شرح زیر است:

* تامین اجتماعی و صندوق بازنشستگی، سهامدار آناهیتا بودند ولی کاری نمی‌کردند

فارس: در دولت نهم طرح پالایشی آناهیتا تعریف شد. روند احداث این پروژه در طول سالیان مختلف چگونه بود و چرا این پالایشگاه احداث نشد؟

احمدی: طبق تبصره ۱۱ قانون بودجه سال ۸۶، مجوز ساخت پالایشگاه­هایی بر محوریت میعانات گازی و نفت خام فوق سنگین صادر شد. به دنبال صدور مجوز­ها، کار مطالعات اولیه و مکان‌یابی، امکان­‌سنجی، مطالعات زمین و مطالعات زیست محیطی ۸ طرح پالایشگاهی شروع شدند که البته براساس اصل ۴۴ قانون اساسی، سهام دولت در این پروژه‌­ها نمی­‌توانست بیشتر از ۲۰ درصد باشد. بنابراین لازم بود تا بخش خصوصی در قالب شرکت­‌های داخلی و یا خارجی وارد طرح­‌ها شوند.

در همین راستا پروژه پالایشگاه آناهیتا که در دی ماه سال ۱۳۸۵ به تصویب رسیده بود، از سال ۸۶ وارد مرحله عملیاتی شد. در آن زمان ۵۵ درصد سهام این طرح از آن تامین اجتماعی یا همان شستا بود، ۲۵ درصد سهام از آن صندوق بازنشستگی کشوری و ۲۰ درصد هم سهام شرکت ملی پالایش و پخش که بتواند متولی کار باشد. زیرا شرکت پالایش و پخش به دلیل تخصص و تجربه کاری، مسئولیت اجرا را بر عهده گرفته بود و تمام کارها از جمله طراحی و مذاکرات با شرکت­‌های خارجی را انجام می­داد، هرچند که سهامداران اصلی دو گروه دیگر بودند مدیرعامل پروژه را شرکت پالایش و پخش به دلیل تخصص در اجرا انتخاب می­کرد.

نکته مهم آنکه، تامین اجتماعی و صندوق بازنشستگی کشوری تا امروز هیچ­گاه به طور جدی پای کار نبودند و تمایلی به انجام این طرح نداشتند. حضور شستا در پروژه آناهیتا هم در نتیجه تلاش آقای مصری وزیر تعاون وقت صورت گرفت که البته در دوره بعد نماینده مردم کرمانشاه در مجلس شد. آقای مصری معتقد بود که پولدارترین صندوق­‌ها، سهامداران این پروژه هستند که البته همین طور هم بود اما در عمل هرگز این سهامداران تامین مالی پروژه آناهیتا را انجام ندادند.

لذا این پروژه از همان ابتدا روند کندی داشت. در سال ۹۱ و ۹۲ هم که ما مذاکراتی برای اخذ فاینانس چین انجام دادیم، به دلیل عدم همکاری همین سهامداران کار پیش نرفت. زیرا طبق قانون بانک مرکزی نمی­‌توانست در پروژه­‌ای که سهامدارانش خصوصی هستند ضمانت‌­نامه بدهد، از طرفی شستا و صندوق بازنشستگی کشوری هم تضامین را تهیه نکردند، از این رو امکان جذب فاینانس چینی در آناهیتا میسر نشد.

فارس: چرا پیش از شروع کار، سهامداران این پروژه ارزیابی نشدند؟ هیچ اعمال فشاری به این سهامداران برای اجرای پروژه نشد؟

احمدی: در آن زمان آقای مصری، وزیر تعاون وقت با این دو سهامدار جلساتی داشت و به نحوی آنها را قانع کرده بود که وارد این پروژه شوند، البته کار بسیار بزرگی هم بود. ولی همین سهامداران کار را روی زمین گذاشتند که علتش را باید از خودشان پرسید. قسمت اعظم سهام­‌ها غیردولتی است و دولت تکلیفی برای تامین سرمایه نداشت اما به عنوان متولی می­‌توانست به سهامداران فشار بیاورد که وظیفه­‌شان را انجام دهند. ولی پیگیری واصرار چندان زیاد نبود که این اتفاق رخ دهد. در همان زمان ستاره خلیج فارس به عنوان یکی از ۷ پالایشگاهی که همزمان با آناهیتا شروع شده بود، کارش پیش می‌­رفت. شاید این سوال مطرح شود که چرا از آن ۷ طرح فقط ستاره خلیج فارس به نتیجه رسید؟

دلیلش این بود که ۴۸ درصد سهام ستاره خلیج فارس از آن شرکت پالایش و پخش بود، لذا اکثر منابع مالی آن از طرف دولت تامین شد. به این صورت که در دو مرحله یک میلیارد و دویست میلیون دلار توسط شرکت نیکو و حدود ۴۰۰ تا ۵۰۰ میلیون دلار توسط شرکت پالایش و پخش تامین شد و مابقی سرمایه هم با حمایت همین شرکت از صندوق توسعه ملی برداشت شد. بنابراین زمانی که دولت دهم پروژه را به دولت یازدهم تحویل داد، بیش از ۷۰ درصد پیشرفت داشت. اما هفت پروژه دیگر که سهامداران اصلی آنها بخش خصوصی بودند، به نتیجه نرسیدند.

*وزارت نفت فعلی کوچکترین اهمیتی برای احداث پالایشگاه آناهیتا قائل نبود

فارس: در دوره مسئولیت شما چه اقداماتی برای پیشبرد پروژه آناهیتا انجام شد؟

احمدی: دوره مسئولیت من در این پروژه از دی ماه ۹۲ تا پایان سال ۹۴ بود. قبل‌تر از من، آقای مهندس خسروانی مدیرعامل بود که در زمان او کارهای اولیه از جمله مطالعات مهندسی، انتخاب زمین و این قبیل کارها انجام شدند. در آن زمان پروژه آناهیتا چند مشکل اساسی داشت. یکی آنکه تامین آب موردنیاز طرح معین نبود. لذا از طریق سد خاکی بیستون که معلوم نبود کی احداث شود، آب پروژه تامین میشد که البته هنوز هم این سد احداث نشده است. در همین راستا در زمان مسئولیت من، تلاش کردیم آب را از طریق سیستم فاضلاب شهری کرمانشاه حل کنیم که به نتیجه هم رسید و این مشکل حل شد.

همچنین کار مهندسی و FEED به اتمام نرسیده بود و با لایسنسورها تسویه حساب نشده بود که ما با هفت هزار ساعت کار مهندسی مجدد این مشکلات را حل کردیم. قرارداد عملیات خاکی و تسطیح زمین ۶۰۰ هکتاری پروژه را کامل انجام کردیم وبه مرحله EPC رساندیم. در مرحله EPC انتخاب پیمانکار اجرایی، از ۹ شرکت دعوت کردیم و در نهایت کار ارزیابی هم به پایان رسید.

در ادامه فرایند پیشبرد طرح، ما تلاش کردیم افزون بر تخفیف ۵ درصدی که طبق قانون در قیمت خوراک این پالایشگاه، ۵ درصد دیگر درقیمت خوراک پالایشگاه تخفیف بگیریم تا کار برای سهامداران جذابیت بیشتری داشته باشد. بنابراین تخفیف خوراک آناهیتا ۱۰ درصد شد، اما بازهم سهامداران هیچ تأمین مالی نکردند که نکردند.

چون دیدم بازهم سهامداران تمایلی به اجرای پروژه ندارند، پیشنهاد فروش و واگذاری سهام به سهامداران دیگر را مطرح نمودم و به فاصله کمی خریدار سهام هم پیدا کردیم و حتی با قرارگاه خاتم که امروز یکی از سهامداران اصلی آناهیتا شده است، وارد مذاکره شدیم که مکاتباتش موجود است.

بنابراین وقتی سهامداران دیدند، سعی ما بر اجرای پروژه است، بهانه‌­هایی آوردند و من را از مسئولیت کنار گذاشتند. نتیجه این شد که هنوز پروژه آناهیتا در همان مرحله که رها شد، باقی مانده است و از سال ۹۴ به بعد وزارت نفت دولت یازدهم و دوازدهم پیگیر طرح نشد. در دورانی که من مسئول پروژه بودم، چهار ماه دوندگی کردم تا بتوانیم در وزارتخانه جلسه‌­ای برگزار کنیم که آن یک جلسه هم در نتیجه فشار نماینده­‌ها و کمک آقای مصری برگزار شد یعنی می‌خواهم بگویم برای وزارت نفت و شرکت ملی پالایش و پخش احداث این پالایشگاه کوچکترین اهمیتی نداشت.

بنابراین در چنین پروژه‌­هایی که دولت هیچگونه توجه و پیگیری نمی‌کند و سهامداران اصلی هم بخش خصوصی هستند که نه تنها کاری انجام نمی‌دهند بلکه ‌ بهانه‌تراشی هم می‌کنند، طبیعتا طرح به جایی نمی‌رسد. من علت عدم توفیق در این طرح را در دو مسئله می­دانم. اولا اینکه هنوز بخش خصوصی ما با چنین طرح‌­هایی آشنا نبوده و تجربه و تخصص اجرای مگاپروژه­‌هایی با هزینه ۳.۲ میلیارد یورویی را ندارند. از این رو لازم بود وزارت نفت یا دولت موضوع را پیگیری کند. دوماً شرکت پالایش وپخش به بهانه سهام کم که در این پروژه­‌ها داشتند و به ویژه به خاطر عدم تمایل وزیر محترم آقای زنگنه به ساخت پالایشگاه، این طرح‌ها را نیمه تمام رها کردند.

در ادامه روند عدم تمایل شستا به انجام طرح، وقتی دیدند کار پروژه آناهیتا جلو نمی­‌رود، ۱۳.۴ درصد سهام شستا را به صندوق کارکنان نفت واگذار کرد، تا شاید تلاش شرکت پالایش و پخش برای اجرای طرح افزایش یابد. در حال حاضر سهام شستا ۳۳.۳ درصد، سهام صندوق بازنشستگی کشوری ۳۳.۳ و سهام شرکت پالایش و پخش و صندوق کارکنان نفت در مجموع ۳۳.۴ است. علت شریک کردن صندون کارکان نفت هم در همان قانونی بود که اجازه نمی­‌داد در چنین پروژه­‌هایی سهام دولت بیش از ۲۰ درصد باشد. این تغییر باعث شد تا مدارک طرح و هیئت مدیره تغییر کند، ثبت شرکت روزنامه رسمی صورت بگیرد لذا چرخه تغییرات یکبار دیگر تکرار و زمان بر شد.

در حال حاضر هم اولین سهامداری که سهامش را واگذار کرد، شستا بود. این نشان می­‌داد که سهامداران اولیه آناهیتا از ابتدا هم تمایلی به این پروژه نداشتند. بر همین اساس شاهد هستیم در اولین فرصت سهام خود را به قرارگاه خاتم فروخت. البته در دوره مسئولیت من تلاش شد چنین اتفاقی رخ دهد ولی سهامداران سر قیمت سهام به توافق نرسیدند.

*در دولت قبلی متناسب با طرح‌های پالایشی تعریف شده پول به پروژه‌ها تزریق شد

فارس: گفته می­شود تا سال ۹۲ که دولت درآمد ارزی زیادی داشت، کار پیش نرفت؛ بعد از سال ۹۲ که کشور با تحریم مواجه شد طبیعی بود که پروژه تکمیل نشود. شما چه توضیحی در این باره دارید؟

احمدی: اگر منابع مالی وجود داشته باشد، حتما برای آن چاله‌­هایی هم ایجاد می­‌شود. برای گرفتن بودجه هم لازم است طرح‌ها تعریف شود و به شرکت پالایش و پخش هم بیشتر از سهمش پولی نمی­‌دهند. در آن زمان شرکت پالایش و پخش فقط می‌­توانست به اندازه سهم ۲۰ درصدی­‌اش، تامین مالی برای پروژه آناهیتا انجام دهد که همین کار را هم کرد. در واقع هر مقدار هزینه‌­ای هم که بابت این پروژه‌­ها شد، از پولی بود که شرکت پالایش و پخش آورده بود. پس این بهانه که آن دوران پول زیادی بود و کار پیش نرفت، اتفاقا هرچی کارشده است همان دوره شد.

نکته دیگر آنکه تقریبا از سال ۹۳ پیگیری شرکت پالایش و پخش در پروژه آناهیتا کاهش یافت و بعضا نمایندگان مجلس پیگیری می‌کردند که مسئولین هم پاسخگو نبودند. در واقع از آغاز دولت یازدهم به بعد، شرکت پالایش و پخش دیگر هیچ کاری را ادامه نداد. درباره پالایشگاه هرمز هیچ گزارشی ارائه نداد. پالایشگاه خوزستان را تعطیل کرد. به پروژه آناهیتا هم پولی تزریق نشد.

پول نیست جمله همیشگی است که می شود گفت لیکن باید پول را ایجاد کرد. وقتی طرحی تعریف می شود باید مجدانه دنبال منابع مالی­ رفت. در دوره من تلاش کردیم از خط اعتباری فاینانس چین را استفاده کنیم، خودم شریک و فاینانس خارجی هم پیدا کردم ولی سهامداران تضامین فاینانس را ندادند و فاینانس هم بدون تضمین امکان­پذیر نیست. از نظر قانونی شرکت پالایش و پخش چون دولتی بود نمی­توانست تضامین بخش خصوصی را تامین کند.

شما به پروژه‌های شستا در پتروشیمی نگاه کنید که چگونه جذب فاینانس می‌کنند. چطور برای بیدبلند ۲ می­توانند تضامین بدهند ولی برای پروژه آناهیتا این کار را نکردند. صحبت سر این است که سهامداران تمایلی به انجام این پروژه نداشتند و دلیلش را هم نمی­‌دانیم. از طرفی بخش دولتی هم چندان تلاشی نداشت. در جلسه‌­ای که با آقای زنگنه داشتم وقتی در پاسخ به این سوال که چرا پروژه را انجام نمی­‌دهید، سهامداران گفتند پول نداریم، زنگنه گفت پس کار را تعطیل کنید.

اگر آقای وزیر یا مدیرعامل پالایش و پخش تلاش می کردند، منابعش را می­‌توانستند از منابع داخلی و یا فاینانس خارجی تامین کند. ولی تمایلی برای اجرای این پروژه­‌ها نبود. بعضی مدیران و مسئولین، مدیرِ هزینه هستند. یعنی باید پولی در گاوصندوق باشد تا هزینه کنند. برخی مدیران، مدیرِ درآمد هستند و پول پیدا می‌­کنند. اگر قرار باشد پول وجود داشته باشد که همه می‌­توانند پروژه اجرا کنند. پروژه ستاره خلیج فارس هم از ابتدا پولی برایش نبود اما برایش تامین مالی کردند.

اگر گفته می‌شود در دولت قبل پول به وفور بوده، باید این را هم گفت که در دولت قبلی همزمان هشت پروژه پالایشگاهی تعریف شد و تاکید می‌کنم بر اساس قانون و طبق درصد سهام دولت در این طرح‌ها، پول به این طرح‌ها تزریق شد. در این دولت چند پروژه شروع شد؟ به جز پروژه سیراف که هنوز روی خاک است، هیچ طرحی دیگر شروع نشد. دولت فعلی با طرح‌های هرمز و خوزستان که در مسیر پیشرفت بودند چه کرد؟ جز از بین بردن طرح‌ها اقدام دیگری انجام داد؟ چرا در پالایشگاه خوزستان وقتی سهامدار میخواست کار را شروع کند، به ناگهان مجوز خوراک را لغو کردند؟ اگر قرار بر مقایسه است، باید این گونه هم مقایسه شود. عملکرد آن دولت به خودش ربط دارد من که مسئولش نیستم اما به عنوان یک کارشناس اظهارنظر می‌کنم. هر دولتی هم که سرکار بیاید به عنوان یک کارمند برایش کار میکنم.

ولی اگر قرار است مقایسه شود نگاه کنید هشت پروژه همزمان با ظرفیت ۲.۱ میلیون بشکه‌­ای شروع شد. خرید زمین، ماشین­‌آلات، مطالعات پروژه­‌ها انجام شد. اما این دولت به نسبت خودش چه کرد؟ اگر تک تک پروژه­‌های پالایشگاهی دولت قبلی را جمع ببندید، می‌بینید که بابت هر کدامشان ۵۰۰ تا ۶۰۰ هزار دلار در مرحله بیسیک هزینه شد. اینکه هنوز بعد ۸ سال بگوییم آنها پول داشتند و انجام ندادند، درست نیست و آدرس غلط است. هر دولتی باید کار کند و عملکرد خودش را مطرح کند و به نقش خودش بپردازد.فارس

نظری درج کنید

ایمیل شما محفوظ می ماند