سرنوشت مبهم توافق نامه صلح امارات _ اسرائیل در دوران بایدن

۱۱:۵۰ قبل از ظهر, ۲ دی ۱۳۹۹

دونالد ترامپ بعد از ورود به کاخ سفید سعی کرد تا از هژمونی آمریکا تعریف جدیدی ارائه دهد و سایرین را مجبور سازد تا در روابط با آمریکا؛ رویکرد و سیاست خود را تغییر دهند، با وجود این که دولت ترامپ در ابعاد سیاسی و اجتماعی آسیب های جدی به آمریکا وارد کرد اما بزرگترین خسارت او در سطح بین المللی تضعیف نقش و اهمیت سازمان و نهادهای بین المللی بوده است. ایالات متحده آمریکا در دوران ریاست جمهوری ترامپ؛ از توافق نامه های بین المللی مانند توافق نامه پاریس، برجام، یونسکو خارج شد و حتی در بدترین زمان روابط آمریکا را با سازمان بهداشت جهانی قطع کرد.

به گزارش روزانه نیوز ، راهبرد آمریکا در دوران ترامپ؛ راهبرد برتری انزوا بر همکاری می باشد که مفروضه اصلی آن این می باشد که سازمان های بین المللی برای آمریکا اهمیتی ندارند و اگر سایر جهان می خواهد در سیستم جهانی به حیات خود ادامه دهد؛ این به خود آن ها وابسته است که راهی برای عملکرد این سازمان ها بدون آمریکا پیدا کنند. « جوزف نای» یکی از دانشمندان مشهور سیاسی  و بنیان گذار تئوری نئولیبرالیسم ، پس از انتخابات در مقاله ای اظهار داشت که ترامپ ممکن است سازمان های بین المللی را هدف قرار داده باشد؛ اما ایالات متحده همچنان برای حفظ هژمونی جهانی به نهادهای بین المللی نیاز دارد و تنها راه ؛ تاکید بر همکاری جهانی و به کارگیری سیاست خارجی فارغ از کینه و خشم است.

سیاست « اول آمریکای» ترامپ سعی کرد ایالات متحده را از سایر نقاط جهان منزوی کند و خاورمیانه نیز از این قاعده مستثنی نبود. در طی دوره ترامپ؛ تلاش های منطقه ای آن مفید نبود بلکه تحقیرآمیز بودند. وی جرد کوشنر را مأمور کرد تا سیاست خارجی آمریکا در قبال خاورمیانه را تنظیم سازد و در نتیجه این سیاست دلگرم کننده نبود بلکه بیشتر از بعد استراتژیک ناهماهنگ بودند. اقداماتی مانند بمباران سوریه، نزدیک شدن به درگیری نظامی با ایران، همدستی با مقامات آل سعود در کشتن جمال خاشقچی، ترور قاسم سلیمانی ، حمایت از محاصره قطر و سرانجام ارائه توافق نامه صلح ترامپ و کوشنر چند روز قبل از انتخابات نشانگر این است که سیاست خارجی وی غیرقابل پیش بینی و بی ثبات بود.

یکی از مسائل مهمی که دولت ترامپ در حل و فصل آن ناکام بود مسئله فلسطین –اسرائیل است. ترامپ حتی صریحاً سفارت آمریکا را به بیت المقدس منتقل کرد و تداوم شهرک سازی های غیرقانونی اسرائیل در کرانه باختری را مورد تایید قرار داد؛ اما این تصمیمات وضعیت منطقه را با پیچیدگی بیشتری روبرو ساخت. توافق نامه ابراهیم بین امارات و اسرائیل به جای کمک به مسئله فلسطین بیشتر در راستای تامین اهداف شخصی ترامپ، نتانیاهو و محمد بن سلمان بود. برای نمونه ترامپ معمار اصلی این توافق به دو دلیل الف) تقویت کارزار انتخاباتی ب) منحرف سازی توجهات مردم از اپیدمی کووید ۱۹ حامی این توافق نامه بود.

بنیامین نتانیاهو به سه دلیل زیر خواستار این توافق نامه بود:

الف) این که خود را به عنوان شخصیتی با شهرت عالی در صحنه جهانی به رای دهندگان اسرائیل معرفی کند

ب) این که رای دهندگان را از مدیریت وحشتناک بیماری همه گیر منحرف سازد.

ج) تلاش برای برقراری روابط دیپلماتیک با کشورهای عربی جدید.

انگیزه اصلی محمد بن سلمان و محمد بن زاید با توجه به این که از زمان ورود به قدرت ؛ به مداخله در سیاست های محلی سایر کشورها از مداخله شدید در انتخابات سومالی، جنگ داخلی لیبی و یمن تا کودتای مصر متهم شده ؛ این بود که خود را به عنوان رهبر صلح جو و سازنده معرفی نمایند. کاملا واضح است که توافق نامه ابراهیم به جای دستیابی به آرمان های صلح بیشتردرصدد اهداف شخصی و سیاسی بوده است.

اکنون پس از شکست دونالد ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری نوامبر ۲۰۲۰م ، سوالات زیادی در مورد آینده و سرنوشت توافق نامه ابراهیم مطرح است. مهم ترین مسئله در مورد سرنوشت توافق نامه ابراهیم به سیاست خارجی دولت جدید بایدن بستگی خواهد داشت. تردیدی نیست که رویکرد بایدن در خاورمیانه کاملا مغایر با رویکرد دولت ترامپ خواهد بود. با این حال از آن زمان که جو بایدن تیم سیاست خارجی خود را معرفی کرده؛ بسیاری بر بازگشت سیاست خارجی باراک اوباما خبر داده اند. این بدان معنا است که سیاست بایدن درخاورمیانه مشابه دوران اوباما خواهد بود. بیشتر گزینه های سیاست خارجی بایدن را افرادی در اختیار خواهند داشت که جز ارکان اصلی دولت اوباما بودند که می توان به آنتونی بلینکن برای وزارت امور خارجه و جک سالیوان برای مشاور امنیت ملی اشاره کرد.

بنابراین اعتقاد بر این است که بایدن احتمالا سیاست اوباما را دنبال خواهد کرد و همچنان در خاورمیانه نقش فعالی را ایفا کند. انتظار بر این است که جو بایدن در قبال رژیم های عربی منطقه به دلیل نقض حقوق بشر سیاست های سخت گیرانه ای اتخاذ نماید و حتی این نشانگر آن است که شاید دیگر خاورمیانه برای سیاست خارجی آمریکا در اولویت نباشد. با این وجود مشخص نیست که دیدگاه بایدن در مورد توافق نامه ابراهیم چیست؛ اما این احتمال وجود دارد که او همان کاری را انجام دهد که اوباما انجام داده و اجازه می دهد همچنان آمریکا در خاورمیانه ایفای نقش کند. اما مهم ترین مسئله در این مسیر تصمیم بایدن بر بازگشت به برجام است که منجر به عصبانیت عربستان و اسرائیل شده و این می تواند زمینه ائتلاف جدید بین دو کشور را بیش از پیش فراهم سازد.

نویسنده: علی رضا علیپور

نظری درج کنید

ایمیل شما محفوظ می ماند