به گزارش روزانه نیوز، ستوننویس روزنامه محلی «desmoinesregister» واقع در شهر «دِموین» در ایالت آیووا مطلب خود را اینگونه آغاز میکند: ۲۳ سپتامبر شصتوهفتمین سالروز سفر نیکیتا خروشچف به مزرعه «گارست» در ایالت آیووا بود. من به عنوان کسی که در خانوادهای کشاورز و در دوران جنگ سرد بزرگ شدهام، همواره قدردان تعهد و تلاش «راسوِل گارست» برای برقراری صلح بودهام. گارست در جریان میزبانی از نخست وزیر وقت شوروی این جمله را به زبان آورد «میدانی، ما دو کشاورز میتوانیم مشکلات جهان را سریعتر از دیپلماتها حلوفصل کنیم.»
۶۷ سال بعد، همزمان با اینکه جنگی دیگر و غیرضروری جان آمریکاییها را میگیرد و هزینههای فزایندهای بر شهروندان آیووا تحمیل میکند، تصور میکنم که واشنگتن میتواند از ماجرای گارست چیزی بیاموزد.
در ادامه این مطلب با تاکید بر اینکه باید راهی برای صلح یافت، آمده است: در یکی از لحظات خطیر جنگ سرد، دو کشاورز نکتهای را درک کردند که مقامات امروز آمریکا باید به خاطر داشته باشند؛ «نشستن پای میز مذاکره با یک رقیب و تلاش برای یافتن راهی به سوی صلح، یک قدرت است.»
از زمان آغاز جنگ ایران، خانوادهها، کشاورزان و کارگران آمریکایی پیامدهای آن را احساس کردهاند. اکنون پر کردن باک تراکتور من ۲۰۰ دلار بیشتر هزینه دارد. قیمت کود نیتروژن دست کم ۳۰ درصد افزایش یافته است. کامیونداران نیز برای پر کردن باک کامیونهای بزرگ خود باید ۱۸۰۰ دلار پرداخت کنند و این یعنی ۸۰۰ دلار بیشتر از هزینه آن در ژانویه و پیش از شروع جنگ!
افزایش قیمت گازوئیل و کود، هزینه رساندن محصولات غذایی به بازار را افزایش داده است. پیامدهای این وضعیت به ورودیِ مزرعه محدود نمیشود. خانوادهها نیز آن را در قالب افزایش هزینه خرید مواد غذایی، گرانی سوخت و همچنین با نزدیک شدن زمستان، نگرانی درباره استطاعت پرداخت هزینه سوخت گرمایشی، با تمام وجود احساس میکنند.
جنگی در هزاران کیلومتری آیووا ممکن است خیلی دور و بیربط به نظر برسد، مادامی که پیامدهای آن به مزرعه یا سفره خانواده شما برسد. فارغ از هر نظری که راجع به توجیه این جنگ دارید، نمیتوان هزینههایی که برای آمریکاییهای داخل کشور ایجاد کرده است را نادیده انگاشت.
اندیشکده «موسسه پژوهش سیاست عمومی امریکن انترپرایز/ American Enterprise Institute» پیشتر درباره هزینههای جنگ ایران برای آمریکا نوشت: تا ۲۱ سپتامبر(۳۰ شهریور)، هر خانوار آمریکایی بهطور متوسط حدود ۱۰۲۶ دلار هزینه اضافی برای بنزین و گازوئیل، حدود ۱۱ دلار هزینه اضافی برای کود نیتروژن و ۳۴۲ دلار برای هزینههای فدرال مربوط به جنگ پرداخت کرده است. مجموع این هزینهها به حدود ۱۳۸۰ دلار به ازای هر خانوار میرسد. موسسه رتبهبندی اعتباری «مودیز» نیز برآورد کرده است که ۴۲۵ دلار هزینه اضافی بهره به ازای هر خانوار به این رقم اضافه خواهد شد.
نگارنده در ادامه این مطلب مینویسد: قیمتهای بالا به آمریکاییها لطمه میزنند، اما مسئله تنها به قیمتها ختم نمیشود. من و مزرعه من قادریم کارهایی برای جامعهمان انجام دهیم. میتوانم برای کشاورزان تازهکار فرصت ایجاد کنم تا غذای مغذیتر و ارزانتری تولید کنند، برای روزهای سخت آماده باشیم و به همسایگانمان کمک کنم. اما من نمیتوانم برای پایان دادن به یک جنگ مذاکره کنم یا جلوی هدررفت مالیاتهای مردم برای تامین مالی یک جنگ را بگیرم. این مسئولیت بر عهده سران منتخب مردم است.
در پایان این مطلب کوتاه میخوانیم: کنگره باید در میدان حاضر باشد و شهروندان را در اولویت قرار دهد. درخواست من ساده است؛ اعضای کنگره باید از تاریخ درس بگیرند، تاثیر آن «دو کشاورز» و دیپلماسی را بر زندگی مردم بررسی کنند، سپس به محل کار خود بازگردند و این جنگ احمقانه را پایان دهند.
خروشچف ۲۳ سپتامبر ۱۹۵۹، در جریان سفر تاریخی خود به آمریکا، به مزرعه گارست در آیووا رفت. گارست پیشتر در سال ۱۹۵۵ به شوروی سفر کرده و درباره بذرهای ذرت هیبرید، کود و روشهای نوین کشاورزی با کشاورزان و مقامات شوروی سابق همکاری کرده بود. گارست معتقد بود کمک به افزایش تولید غذای شوروی میتواند به کاهش تنش میان دو کشور کمک کند و این رویکرد را «صلح از طریق ذرت/ Peace through Corn» میخواند.
دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا اما علاقه خاصی به مفهوم «صلح از طریق قدرت» دارد و آن را به عنوان ستون اصلی سیاست خارجی خود مطرح کرده است. اما تفاوت مهم رویکرد او در تبدیل این دکترین از سیاستی بازدارنده به روشی کاملا تهاجمی و مبتنی بر زور و فشار حداکثری است. ترامپ تلاش کرده آمریکا را به قدرت نظامی مطلق تبدیل کند. رویکرد او گرچه برگرفته از سیاستهای دوره ریگان است اما در عمل بیملاحظهتر و تهاجمیتر اجرا شده است. به جای دیپلماسی، زور و تهدید نظامی به ابزار اصلی تبدیل شده است.
